جسم پرتابي تابع هوا نيست و چرا جسم سنگين بهتر از جسم سبك حركت ميكند. او نتيجه گرفت، درستتر اين است كه گفته شود هوا براثر جسم پرتابي حركت ميكند تا جسم پرتابي براثر هوا.
مهمتر اينكه او اين نظريه را به اجرام آسماني تعميم ميبخشد و ميگويد حركت آنها ناشي از تكانش اوليهٴ خودشان است كه خداوند بدانها بخشيده است، و پس از آن بهخاطر نوعي اينرسي (لختي) بدون وقفه به حركت خود ادامه ميدهند. در اين مورد، يعني تعميم مكانيك زميني به قلمرو افلاك، فرانچسكو بر بوريدان پيشي گرفت.
فرانچسكو و بوريدان در مورد انگيزش اوليه بهصورت كيفيتي (يا شكلي عارضي) متفاوت با حركت ثانويه توافق دارند. آكمي با آنان موافق نيست.
جـووانـي دا كـازالـه
جوواني دا كازاله.1 فرانسيسي و فيزيكدان ايتاليايي (برآمدنش 1346 ـ 1375).
در مورد او اطلاعات ناچيزي در دست است. او اهل مُنتفراتو بود و ممكن است همان كازاله منفراتو اهل الكساندرياي پيدمونت باشد. او به سلك فرانسيسيان درآمد و دكتر در الاهيات شد.
در سال 1375 گريگوريوس يازدهم (پاپ 1370 ـ 1378) او را به سفارت نزد فردريك سوم (آراگوني، شاه سيسيل 1355 ـ 1377) فرستاد.2
او در اينجا فقط بهعنوان موٴلف تحقيقي درباب سرعت حركت تناوبي ذكر ميشود. اين تحقيق در سال 1505 همراه با رسالههاي مشابهي دربارهٴ ((مقامهاي موسيقايي))، ((تناسب)) و عرضهاي جغرافيايي از باسانوس پوليتوس، ريچارد سوينسهِـد، توماس برادواردين، نيكول اُرام (چهاردهم ـ 2) و باجو پلاكاني (چهاردهم ـ 2) در ونيز انتشار يافت. جا دارد كه اين رساله در ارتباط با ساير آثار مشابه مورد بررسي قرار گيرد.
جـان كانُـن
فرانسيسي انگليسي، شارح طبيعات ارسطو (برآمدنش 1327).
جان كانُـن در آكسفورد برآمد. گفته شده است در جلسات درس دُنْـس اسكوت در پاريس شركت داشت (كه بايد پيشاز سال 1308 بوده باشد)، سپس به آكسفورد بازگشت، و در آنجا دكتر الاهيات شد.
او مسايل مورد بحث، شرحي بر كتاب عبارات و شرحي بر طبيعيات ارسطو داشت. اين كتاب